تبليغاتX
... خُزءبلات سبز یک دیوانه ... - ...!



پرده های اتاق
آبستن باد شده اند٬

دندان های بخاری
یخ کرده
زیر خش خش رادیو٬

از تاقچه
بوی دهان گوینده ی اخبار
هم چنان بر قالیچه می ریزد٬

در فلسطین پاشنه های تفنگ
صدای دق الباب خانه هاست!

نیاز،
شب های طولانی،
کابوس های روسی٬
گریه های پیامبرانه  
و این ساحل سرسبز بی پایان
به عشق تمشک های حاشیه و پرندگان راز،

لاشه ی آخرین نفس مرا
به فریب آخرین دانه ها

به دام تقدیر می کشانند ...


در بسیاریِ تاریک ...


دورتر از بسیاریِ گریه ...

 

 

+ نوشته شده در جمعه 1386/12/10ساعت 19:36 توسط ™ઈhΞghi✖ |