تبليغاتX
... خُزءبلات سبز یک دیوانه ... - عاشقانه مثل چیز ...

تنفر٬ آشوب » نیستی ... این ها پایان من اند ...
و من دگر بار سبز خواهم بود اگر زمستان مرا مهلت شکوفه دهد  ...

پ.ن: در این خزان سرد که پایانی برایش نیست٬ برگهایم رو به زردی می روند ...
         شما را به خدا برای بهار دعا کنید ... 

+ نوشته شده در جمعه 1386/08/25ساعت 11:21 توسط ™ઈhΞghi✖ |